زینب

3ماه است در چادر زندگی میکنند! "ولی از پسِ اجاره خانه برنیامد تا اینکه صاحبخانه بیرونشان کرد" ...
زینب،مادرمبینِ 5 ساله است و فرزند دیگرش نیز یک ماه دیگر به دنیا خواهد آمد. اما بدن او دارای عفونت شدیدی است و چون خرج درمان و مراجعه به پزشک را ندارد از پیگیری آن امتناع ورزیده در نتیجه بارداریِ او بسیار خطرناک شده است. از سلامت جنین نیز اطلاعی ندارد.
حدود 30 چادر دیگر در اطراف آن ها وجود دارد، که فقر و اعتیاد و تن فروشی و خرید و فروش مواد در آنها و در این منطقه از اطراف بهشت زهرا،به وضوح دیده می شود؛ که متاسفانه همسر زینب نیز به دام اعتیاد افتاده. آتشِ اعتیادی که این خیمه ها را می سوزاند. همسر زینب قبلا، در باربری کار میکرد ه است ولی از پس اجاره خانه برنمی آید تا اینکه صاحبخانه بیرونشان میکند و فقر و اعتیاد هر دو به سمتشان هجوم می آورد.
از یک سو زینب، با همین وضعیت خطرناک بارداری، به دلیل فقر مجبور است پرستار زنی مسن باشد و از سویی شرایط مبین پسرک 5 ساله ی آنها ، بی پناهی و نداشتن خانه ای که سقف و مانع تابشِ سوزان آفتاب شود، دچار سوختگیِ شدید شده و سوتغذیه دارد.
با یاری شما می خواهیم بخشی از این رنج را از دوش زینب مادر این دو فرزند برداریم. با رهن یک منزل مناسب ، زندگی این خانواده از چادرنشینی به سامان خواهد رسید.
هزینه مورد نیاز برای رهن منزل : 20 میلیون تومان

زهرا

"هر شب از ترس معتاد های دره فرحزاد خواب ندارند."
جایی است میان پاتوق های مصرف مواد مخدر. مارهایی که چند بار پشت درش بوده اند و هجوم آشغال ها و زباله ها.
این تصویر تنها بخشی از خانه زهرا است؛ زنی که در سیزده سالگی شوهرش می دهند و سهم نوجوانیش می شود مردی که دست بزن دارد و با اعتیاد و منقل و دود، زهرا و سه کودکش را آزار می دهد. این روزها وضعیت زندگی زهرا، مادری جوان، که ساکن دره های فرحزاد است اصلا خوب نیست.
او به همراه مادر شوهرش و سه فرزند در خانه، اغلب تنها هستند و شب ها را با ترس از معتادهای اطراف خانه به صبح می رسانند. از شوهرش نیز اغلب خبری نیست مگر چند ساعتی در هفته سری به آنها بزند؛ که اثر این سر زدن کوتاه، کبودی و جای کتکی است که بر بدن زهرا می ماند.
مادرشوهر او پنج شنبه جمعه ها از طریق شستشوی قبور، چهل هزار تومان درآمد کسب می کند.
وضعیت سه فرزند زهرا هم خوب نیست. خشمگین شده اند از دنیا و رفتارهایی پر از خشم و عصبانیت به سرشان می زند.
در شان انسانیت ما نیست بگذاریم خواهرمان همراه سه فرزندش جایی زندگی کند؛ میان آشغال ها و سرنگ های محله ای که امن نیست و پر شده است از دود افیون. حتی بارها جنازه ی کسانی که از مصرف مواد مخدر اوردوز می کنند و در محل جسدشان می ماند، از نزدیک دیده اند!
می خواهیم برای زهرا و فرزندانش خانه ای رهن کنیم و از این محله ی افیون زده نجاتشان دهیم.
حداقل هزینه مورد نیاز برای رهن یک خانه، سی میلیون تومان.

لادن

همسرش را دود اعتیاد برد و دخترانش را بهزیستی؛ چون لادن خانه ندارد فرزندانش از اغوش مادر محرومند.
اینکه سرپناه نداشته باشی و تنها گوشه ای از این شهر غم گرفته بمانی یک طرف ماجراست. و اینکه از میان سه فرزندت دو کودک دخترت را بهزیستی میبرد چون تو خانه نداری هم طرفی دیگر از این قصه ی راستینِ زندگی لادن است!
همسرِ لادن در دام اعتیاد می افتد و از این دام دیگر بلند نمی شود تا اینکه لادن حروفِ رفتن از زندگیِ پر درد شوهرش را هجی میکند او اکنون از شوهرش طلاق گرفته است و هیچ شغل و منبع درآمدی نداشت تا اینکه درخانه اشتغال جمعیت امام علی(ع) مشغول به کارشده است؛ اما چون سرپناهی ندارد و در منزل برادرش زندگی می کند، دخترکانش را به آغوش مهر مادر برنمیگردانند.
برآن شدیم تا با یاری شما بتوانیم منزلی مناسب برای لادن اجاره کنیم تا دخترانش را به آغوش مادر بازگردانیم .
هزینه مورد نیاز برای رهن منزل : 30 میلیون تومان

لیلا

لیلا از مادران بلوچِ مهاجر ساکن شهریار است.
بیناییَش را از دست داد ؛ چون هزینه درمان و مدارک هویتی نداشت !
بعد از پیگیری اعضا جمعیت امام علی متوجه شدیم لیلا چند سال پیش دچار آب مروارید می شود. و اما به دلیل فقر و نداشتن مدارک هویتی درمان به موقع و پیگیری صورت نمیگیرد که باعث می شود، ابتدا بیناییِ یکی از چشم هایش را از دست می دهد.
وحالا چشم دیگرش دچار آب مروارید شده است اکنون نیاز به عمل جراحی هرچه سریعتر دارد.
با یاری شما چشم دیگر این مادر را از نابینایی نجات خواهیم داد.
هزینه عمل جراحی و پیگیری های پزشکی با توجه به نداشتن اوراق هویتی و بیمه درمانی: 5 میلیون تومان

فرشته

زمین برای فرشته جای امنی نیست
نامادریش او را به عقد مردی معتاد در آورد
این آغاز آوارگی فرشته ۱۳ساله بود!
وقتی مادر از پدر جدا می شود امنیت زندگی و کودکی فرشته هم تمام می شود.
نامادری بالای سرش است و هرروز او را وادار به ازدواج با مردی معتاد میکند .
دیگر جدال و مبارزه ی دخترک ۱۳ ساله بی فایده است. به عقد آن مرد افیون زده می نشیند و بعد از یک سال در ۱۴ سالگی طعم مادرانگی را میچشد. مادر می شود .
و هر روز اوضاع اعتیاد شوهرش وخیم تر. خانه شان پاتوق مصرف مواد مخدر شده و فرشته ی ۱۴ ساله ؛ این دخترکی که مادر شده است را مجبور به خرید و فروش مواد مخدر می کنند.
دو سالی میگذرد که دومین دختر فرشته به دنیا می آید دیگر نفسی نمانده! اعتیاد تمااام زندگیشان را به تاراج برده است.
دو فرزندش را در آغوش میگیرد و از این اتاقکِ پر دود و افیون زده فرار میکند!
هیچ سرپناهی نیست هیچ سقفی نیست جز آسمان. شب ها در پارک با دو کودک خردسال میماند. اخر زنی نوجوان با دو کودک چقدر بی پناه بماند؟
به ناچار دوباره ازدواج میکند و بعد از مدتی متوجه اعتیاد همسر دومش می شود. باز هم آزار و اذیت شروع می شود.
فرشته هرشب دخترکانش را در کابینت پنهان میکند تا مبادا دود افیون آنها را مبتلا کند.
همسر دوم بدتر از پیش افیون زده است مدام دختران فرشته را از خانه بیرون می اندازد. دیگر آنها کمی بزرگ شده اند و برای رهایی از رنج و فرار از ناپدری مجبور به ازدواجی با چشم های بسته می شوند.
ازدواجی که پایان رنج انها نشد فقط بهانه ای برای فرار از خانه ناپدری بود!
فرشته از شوهر دومش دو فرزند پسر به دنیا می آورد سرش گرم بزرگ کردن آنهاست و برای تامین هزینه زندگیشاان در شرکتی نیروی خدماتی و نظافت بود که همین حین همسر دوم در تصادفی که خود مقصر بوده میمیرد.
اکنون فرشته تنها تر از پیش شده و چون در حین انجام کار دچار عارضه ی شدید و آسیبی جدی در ناحیه ی کمرش می شود دیگر توان کارکردن هم ندارد
حال نه توان پرداخت اجاره خانه دارد نه توان کارکردن نه مردی که حداقل ترینِ تکیه گاهش باشد اکنون صاحب خانه قصد دارد آنها را بیرون کند
با یاری شما می خواهیم از دردهای این مادر بکاهیم.
هزینه مورد نیاز برای اجاره منزل و پیگیری های پزشکی : 30 میلیون تومان

نسیم

ده سال است درد را تحمل میکند تا مبادا همسرش مجبور شود بیشتر کولبری کند!
نسیم همسر یک کولبر است که از ناحیه ی لگن دچار آسیب است و نیاز به عمل جراحی دارد. همسر او از نبود شغلی مناسب به کولبری روی آورده تا بلکه بتواند هزینه درمان نسیم جوان را فراهم آورد . اما دیگر نمی تواند همین کا ر را هم انجام دهد و اکنون نه هزینه اجاره خانه دارند نه هزینه زندگی و نه درمان.
و همه ی این ها فشار و رنج را بر بدن نسیم افزون کرده است ، زنی که هم نیاز به تعویض مفصل دارد هم جراحی لگن .
برآن شدیم تا با همراهی شما با تامین هزینه درمان نسیم اندکی از رنجهایشان بکاهیم.
هزینه های جراحی و درمان : 10 میلیون تومان

سارا

اینجا بیابان های اطراف شهر ری است و مادر بیتاب هرقدر هاجرگونه هروله میزند چیزی جز سراب نمیبیند ...
اینبار هاجرِ تنهای داستان بار تشنگی یک اسماعیل را به دوش نمیکشد بلکه مسئولیت تشنگی سیزده اسماعیل را غربیانه تاب میآورد.
پدر خانواده چند سالیست که زیر بارِ زندگی کمر خم کرده و دچار اختلال روانی شده و به تازگی بهبود یافته است اما با توجه به شرایط زندگی هر لحظه ممکن است دوباره دچار بحران روانی شوند.
سارا مادر خانواده به همراه کودکان خود بار زندگی را به دوش میکشد . بیابانی که خانه ی آنهاست هیچ شباهتی به محل زندگی ندارد ،نه سرویس بهداشتی ، نه آب آشامیدنی و نه حتی سقفی مطمئن ، مادر هر روز برای پر کردن دبه های آب مسافتی طولانی را طی میکند تا از آب غیر شرب همان اطراف برای امور روزمره ی خانه آب بیاورد.
خانواده تحت فشار های معیشتی مجبور شدند که دختر خود را در ازای مبلغی پول به نامزدی مردی میانسال دربیاورند و خوشبختانه تیم مددکاری که مدت دوسال است با این خانواده در ارتباط است موفق شد که آنها را اینکار منصرف کند .اما مشکلات هنوز پابرجاست و نیاز شدید به حداقل امکانات زندگی نظیر بهره‌مند ی از مسکن، آب آشامیدنی و بهداشت در خانواده وجود دارد.
با یاری شما می خواهیم از دردهای این مادرو فرزندانش بکاهیم.
هزینه مورد نیاز برای اجاره منزل در محل مناسب : 25 میلیون تومان