هاجر اول


هاجر اول


اسلامشهر

هاجری ۲۳ ساله ، خسته از اعتیاد همسر و آزار و اذیت بی امانش که زخم بر پیکر او و دختران ۱۰ ساله و ۶ ساله اش گذاشته؛ این روزها بار زندگی اش را به دوش گرفته و آواره خانه اقوام دور و نزدیک شده است.
اقوامی که شرایط بد اقتصادی به آنها اجازه نمی دهد با روی خوش از هاجر استقبال کنند و به او و دخترانش به چشم سربار نگاه می شود.
دستان پدر هاجر نیز در مقابل نیاز دخترش خالی ست.
هاجر تا چند ماه پیش در اتاق کوچک یک باغ سکونت داشت. هرچند که فاقد آب لوله کشی و حمام بود و کتکهای گاه و بیگاه همسر معتادش زندگی را بر او ودخترانش سخت میکرد ولی حداقل دلخوش بود که سقفی بالای سر دارند. اما متاسفانه به دلیل اعتیاد پدر از باغ اخراج شدند و هاجر همان دلخوشی کوچک را هم از دست داد.

قصد آن داریم با یاری شما از رنج این مادر بکاهیم:
تهیه مسکن کوچک ولی امن، تامین معاش ماهیانه خانواده و کمک به اشتغال این مادر و توانمندسازی اقتصادی او
شاید مرهی برای زخمهایش باشد.

تهیه مسکن: ۲۰ میلیون تومان
تامین معاش خانواده بطور ماهانه: ۴۰۰ هزار تومان

هاجر دوم

hajar-2

خاوران استان تهران

بعد از ترک خانه توسط پدر، نادر هاجر وار سه فرزندشرا سرپرستی می کند.

دخترش دچار بیماری صرع، عقب ماندگی ذهنی شدید و نوعی بیماری پیش رونده است . هزینه داروها بسیار بالاست.
هاجر با تمیز کردن خانه های مردم مخارج زندگی را تامین می کرد که به دلیل مراقبت از دخترش در حال حاضر قادر به انجام این کار نیست.

در حال حاضر پسر ۱۰ ساله اش که به تازگی دچار بیماری گوارشی نیز شده است مجبور به ترک تحصیل و کار در خیاطی است و هفته ای ۱۰۰ هزار تومان درآمد دارد که تمامی مخارج از همین پول تامین میشود.

در این شرایط خواهر هاجر و سه فرزندش نیز با انها زنگی می کنند. هر ۸ نفر در یک خانه.

نیازهای هاجر ۲:
هزینه برای داروی دختر خانواده ماهیانه ۱۵۰ هرار تومان
هرینه برای معاش ماهیانه خانواده ۲۰۰ هزار تومان

با یاری شما قصد داریم رنجی که هاجر از بیماری فرزندش میکشد وغم باری که زندگی به دوشش پسرش گذاشته را التیام بخشیم.

هاجر سوم

hajar-3

کردستان، روستای قهرآباد حومە شهر سقز

کولبری چرخ زندگی شان را نچرخاند و پدر از فشار زندگی و بخاطر بدهی زیاد یکسالی هست که متواری است و بی نام و نشان خانه را ترک کرده است.

مادر (هاجر) هزینه های زیاد زندگی و نبود پشتوانه قادر به ادامه پرداخت اجاره منزل نبوده و به ناچار به روستایی در حومه شهر کوچ کرده است .
دختر ش با همت بالای خود در دانشگاه قبول شده است، پسر ۱۴ ساله اش امسال وارد مقطع متوسطه میشود که در روستا وجود ندارد و به ناچار باید راهی شهر شود.

تامین معاش خانواده از یک سو و نگرانی رفت و آمد فرزندان به شهر از سوی دیگر روزگار را بر هاجر سخت کرده است.
رفت و امد به شهر بسیار مشکل است. جدا از هزینه، خطرات جاده و نا ایمن بودن راهها سبب شده که هر دو فرزند در آستانه ترک تحصیل قرار بگیرند.

قصد داریم تا با تامین هزینه اجاره یا رهن خانه ای در شهر به مادر کمک کنیم تا با خیالی آسوده از تحصیل فرزندانش ، به گذران چرخ زندگی اش فکر کند.

حداقل مبلغ مورد نیاز برای تهیه مسکن : ۴ ميلیون تومان

هاجر چهارم

hajar-4

استان تهران، شهريار

۷ ماه است که از خوزستان به امید زندگی بهتر به شهریار نقل مکان کرده اند.

در خانه ای استیجاری با ۳ ملیون رهن و اجاره ماهیانه ۲۵۰ هزار تومان ساکن هستند که به دلیل ناتوانی در پرداخت، اجاره بها عقب افتاده از پول پیش کسر شدهو تا پایان ماه ملزم به تخلیه منزل هستند در حالیکه هیچ توان و پشتوانه ای برای اجاره خانه ای جدید ندارند.

خانواده ای ۴ نفره که پدر به دلیل بیماری شدید اعصاب قادر به انجام کار نیست . پسر ۱۶ ساله خانواده نیز همچون پدر از این بیماری رنج می برد.

مادر دچار بیماریهای شدید جسمی از قبیل نارسایی قلبی و کلیوی است و وجود توده در ناحیه گردن و سینه است که نیاز به پیگیریهای تخصصی دارد.

رنج بیماری از یک سو و نگرانی از نبود سرپناه از سوی دیگر زندگی را برای این خانواده دشوار کرده است.

با یاری شما می خواهیم بخشی از این رنج را از دوشاین مادر برداریم

هاجر در حال حاضر نیاز به بیوپسی از توده گردنی دارد که هزینه آن در حدود ۸۰۰ هزار تومان است.
برای رهن منزل ۱۵ ملیون تومان لازم است

هاجر پنجم

hajar-5

تهران محله لب خط شوش

مادری صبور و دلسوز که با وجود اعتیاد و آزار و اذیتهای شوهر و مشکلات زیاد؛ هاجر وار کنار فرزندانش ایستاده و بار زندگی را به دوش می کشد.

روزی که پدر از نبود مادر استفاده می کند و تمام وسایل زندگی که هاجر با بساط کردن و خونِ دل تهیه کرده بود را با خود می برد؛ هاجر دیگر نه جایی برای زندگی دارد و نه وسیله ای. به ناچار پیش خانواده اش در هرستات می رود که در آنجا هم بخاطر نبود کار و نداشتن درآمد روزهای سختی را می گذراند.
آینده خوبی در انتظار دو دختر و یک پسر هاجر در کنار پدر نیست و امکان اینکه به سمت "فروش مواد" که شغل خانواده پدری است بروند وجود دارد.

اگر مادر سرپناه و وسیله زندگی داشته باشد دوباره می تواند کنار فرزندانش باشد و کار کند و فرزندان خود را ، هرچند با مشقت و سختی، از آینده ای نامعلوم نجات دهد.

قصد داریم با یاری شما عزیزان به این مادر کمک کنیم.

مبلغ لازم جهت تهیه مسکن : ۱۰ میلیون تومان

هاجر ششم

هاجر ششم

خواهری که با وجود مشکل شنوایی و دیسک کمر دلسوزانه برای سه خواهر دیگر خود مادری می کند.
خواهرانی که دست روزگار همه را به بیماری مبتلا کرده است و زلزله نمکی بر روی زخمشان شد.
نصرت که با مشکل بینایی دست و پنجه نرم می کرد در زلزله بینایی یک چشم را بطور کامل از دست داد. والیه به دلیل افتادن از بلندی شنوایی یک گوش را از دست داده است و دیسک کمر امان لیلی را بریده است.

منزل استیجاری آنان در زلزله تخریب شده و نبود سرپناه و تحمل رنج و درد بیماری زندگی را برایشان سخت کرده است.

قصد داریم با یاری شما درد این خواهران را التیام بخشیم

مبلغ لازم جهت رهن خانه و پرداخت اجاره به مدت یک سال: ۲۵ میلیون تومان

هاجر هفتم

هاجر هفتم

مادری ۸۲ ساله با اینکه از بیماری فشار و قند خون رنج می برد و نیاز فوری به عمل چشم دارد؛ همچنان ستون استوار خانواده است.
همسرش به دلیل کهولت سن و بیماری سرطان پروستات و آلزایمر از کار افتاده و زمین گیر است.

با وجود اینکه تحت پوشش بهزیستی بودند فقر مالی امکان درمان بیماری ها را از آنان گرفته است.

زلزله به مشقتهای این خانواده دامن زده است. منزل آنان صد در صد تخریب شده و متاسفانه به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینه ها؛ ساخت خانه شان در مرحله بتن ریزی کف، متوقف شده است و عملا امیدشان را برای ساخت خانه از دست داده اند.
دختر بزرگ خانواده در زلزله دچار صدمات شدید روحی و به دنبال آن آسیب قلبی شده است.

پسر بزرگ خانواده که در یکی از روستاهای دورافتاده معلم است چنان درگیر مشکلات زندگی خودش است که امکان کمک به مادر را ندارد. مستاجر است و متاسفانه به دلیل ناتوانی در پرداخت اجاره بها ، صاحب خانه پول رهن را عودت نداده است.
همسرش دچار سرطان سینه است و در زلزله به شدت آسیب دیده و باید هر دو ماه یکبار برای درمان به تهران مراجعه کند.

بر آن شدیم تا با کمک شما عزیزان به یاری هاجر بپردازیم

کمک هزینه ساخت خانه: ۴۰ میلیون تومان

هاجر هشتم

هاجر هشتم

 

در محله ای فقیر نشین؛ در خانه ای کوچک با امکانات اولیه زندگی با اجاره بها ماهی پانصد هزار تومان هاجری روزگار می گذراند.
خسته از اعتیاد همسر پس از جدایی همراه دو پسرش به منزل پدری رفته و همراه با مادر و پدر بیمارش زندگی می کند.
پدر دچار نارسایی قلبی و بیماری بواسیر است که با وجود تحمل درد بسیار به دلیل فقر مالی قادر به انجام عمل جراحی نیست. قبلا نگهبان یک مجتمع بود که نیاز به گشت زنی مداوم داشت که به علت بیماری و قادر نبودن به راه رفتن زیاد از کار بی کار شد.
هاجر در بخش بازاریابی یک کارخانه لبنیات کار میکند و تنها نان آور خانه است. به دلیل مشکلات مالی و بیماری پدر و رهن سر پناه مجبور به گرفتن وام ۷ میلیون تومانی از محل کارش شده است.
با کسر اقساط وام و با احتساب اجاره بها ، تنها ۲۰۰ هزار تومان از حقوق ماهانه باقی می ماند که مسلما نه تنها برای هزینه های درمان کافی نیست بلکه برای گذران روزمره زندگی نیز کفاف نمی دهد. و اعلام قطع حقوق تا پایان ماه تا پرداخت کل بدهی کابوس این روزهای هاجر است.

دو پسر هاجر هر دو در مقطع دبستان تحصیل می کنند و تاکنون خیری هزینه های تحصیل آنها را می پرداخت که به تازگی ایشان هم توان کمک را ندارند.
هزینه های درمان پدر ، که تحت پوشش بیمه نیست، هزینه های تحصیل دو پسر خردسالش، پرداخت اجاره بها و اقساط وام زندگی را برای هاجر سخت و رنج آور کرده است

بر آن شدیم تا با همدلی شما عزیزان به این هاجر جوان که هم تکیه گاه پدر و مادر است و هم امید دو کودک خردسال یاری برسانیم.

مبلغ لازم برای باز پرداخت وام: ۷ میلیون تومان

هاجر نهم

هاجر نهم

در کانکسی 10 متری همراه با سه دختر خود زندگی می کنند.
4 سال پیش به بیماری سرطان گوارش مبتلا شده است و تحت شیمی درمانی است. به دلیل بیماری قلبی و عمل جراحی قلب باز که انجام داده است امکان جراحی برای درمان سرطان وجود ندارد.
با اینکه تحت پوشش کمیته امداد است اما برای تامین هزینه های درمان و مسکن در مضیقه است
با یاری شما قصد داریم از دردهای این هاجر بکاهیم:
مبلغ مورد نیاز برای رهن به همراه یک سال اجاره : 25 میلیون تومان

هاجر دهم

hajar-10

هاجر با وجود مخالفت خانواده با امید به زنگی آرام با مردی افغان از دواج می کند. اما دوران خوش زندگی اش چندان دوام نمی آورد. اعتیاد همسر تمام آرزوهایش و آینده فرزندانش را دود می کند. آزار و اذیت بی امان پدر که ناشی از مصرف شیشه است امان 4 دخترش را بریده است.
دختر بزرگ هاجر به دلیل نابسامانی خانواده از تحصیل محروم مانده و احتمالا این وضعیت برای سه دختر دیگر نیز تکرار شود.

اعتیاد همسر و آزار و ادیتهای مداوم او ، ترس از عدم امنیت دخترانش و آینده مبهم آنان چاره ای جز طلاق برای هاجر باقی نگذاشته است.
تامین هزینه های طلاق و اقامت فرزندانش و تهیه سرپناهی که با دخترانش در آن از این پس با آرامش زندگی کنند از توان هاجر خارج است.

برآن شدیم تا با یاری شما به هاجر کمک کنیم
مبلغ مورد نیاز: 30 میلیون تومان

هاجر یازدهم

hajar-11

سه سال پیش از همسر معتادش جدا شد. با کار در شرکتهای خدماتی به سختی روزگار می گذراند و۴ فرزندش را به دندان گرفته است.
دو سال پیش خواهر معتادش پسر خردسالش را رها کرده و فرار می کند. هاجر که از پس خرج و مخارج ۴ فرزند خود هم برنمی آید، پسر خواهرش را نیز زیر پر و بال خود می گیرد. و برای زندگی ۵ کودک تلاش می کند.
با تلاش زیاد و کار سخت توانست ماشینی بخرد تا با کار در آژانس خرج زندگی خود و کودکان را درآورد، اما از بد روزگار تصادف میکند و ماشین خراب می شود و چون از نظر مالی توانایی تعمیر آن را ندارد مجبور می شود به کار در شرکتهای خدماتی باز گردد. مدتی در یک فست فود کارگری می کرد که کارفرما به علت بیمه نکردن کارگرها عذرشان را میخواهد. در حال حاضر بی کار است.

پسر کوچک هاجر به دلیل شرایط بد مالی یک سال از مدرسه عقب مانده است.
چشمان سه فرزندش انحراف و نیاز به عمل دارد که تا کنون تنها توانسته چشم دختر بزرگش را درمان کند و دو فرزند دیگر همچنان از این بیماری رنج می برند.

خانه ای که در آن زندگی می کنند فاقد حمام است و هاجر و کودکان برای استحمام به خانه اقوام می روند.

با اینکه هاجر برای زندگی خودش و ۵ کودک بی پناه و خردسال تلاش زیادی می کند اما به دلیل فشار زندگی و تنگدستی تصمیم گرفته که پسر خواهرش و یکی از فرزندانش را به مرکز نگهداری بسپارد.

هاجر می گوید: قالی دوزی بلد است. اگر کار پیدا کند و یا بتواند ماشینش را تعمیر کند و دوباره در آژانس کار کند می تواند با تلاش از پس زندگی خود و فرزندانش و حتی پسر خواهرش برآید ولی اگر همچنان بی کار باشد چاره ای جز سپردن بچه ها به مرکز نگهداری برایش باقی نمی ماند.

با یاری شما قصد داریم به هاجر کمک کنیم.
مبلغ مورد نیاز برای ساخت حمام ، تعمیر ماشین و ثبت نام کودکان : ۵ میلیون تومان

هاجر دوازدهم

hajar-12

(خانم معصومی)خانواده ی 5 نفره افغان در دینارآباد شهریار دارای سه دختر نوجوان می باشد.
مادر خانواده چند سالی است به خاطر اعتیاد همسرش به کراک و این اواخر مصرف شیشه؛ سرپرستی خانواده را بر عهده دارد. ‌

پدر خانواده هر ماه به خانه آماده وهمسر و فرزندانش را کتک می زند ؛ مادر چند باری کلید خانه را عوض کرده و خواسته از خانه ی نمور و خرابشان نقل مکان کند اما متاسفانه هزینه ی لازم برای نجات خودش و دخترانش را از دست همسرش که شدیدا خطر جانی برایشان دارد را نداشته.

حتی امسال دخترها از ترس آنکه در راه مدرسه مورد آزار پدرشان قرار گیرند تصمیم به ترک تحصیل گرفتند. ‌
گویا چند روز پیش دست دختر بزرگ را در خیابان کشیده که او را با زور با خود ببرد ؛مادر می خواسته خودش را به وسیله شیشه بکشد که دخترها مانع این کار شدند و این مسئله بارها و بارها اتفاق افتاده..

مادر سر کار میرود و از طریق کار در منازل امورات خانواده را می گذارند اما ترس از آن دارد که در مدتی که خانه نیست دختر هایش را خانه تنها بگذار و دخترکان مورد آزار و اذیت جسمی و جنسی از جانب پدر قرار بگیرند.‌

امسال نیز تصمیم داشتند بی سر صدا و بی آنکه پدر بفهمد از خانه بلند شوند و تا برای مدتی پدر پیدایشان نکند؛ که هم بتوانند مدرسه بروند و هم امنیت جانی داشته باشند. اما بخاطر بالا رفتن پول اجاره و کرایه ها فعلا نتوانستند اقدام به این کار کنند.‌

نیاز ها:

  • تامین مخارج و ارزاق ماهیانه ۳۰۰هزار تومان
  • حمایت تحصیلی از فرزندان ۲۰۰ هزار تومان
  • حدودا ۱۰ میلیون تومان کمک هزینه ی رهن خانه‌‌
  • و یخچال

هاجر سیزدهم

دختری با هزاران امید و آرزو پا به خانه ی بخت نهاد، فقط خدا می‌داند او چه آرزوهایی در سر داشته، چند سال از زندگی مشترکشان می گذشت اما فرزندی درکار نبود، به دلیل فرهنگ حاکم بر خانواده ی شوهر خیلی زود اقازدواج دوم انجام شد، اما بعد از آن اتفاق هم هاجر هم همسر دوم شوهرش صاحب فرزندانی شدند. با تولد کودکان هم سختی‌ها به پایان نرسید افیون بر تمام سرنوشتشان مسلط شد و شوهرش را درگیر کرد.

حالا سالهاست در کوچه پس کوچه های ری هاجری تنها بار زندگی ۶ کودک خردسال را به دوش می‌کشد.
او در خانه‌ای استیجاری همراه شوهر و همسر دوم شوهرش که هردو اعتیاد به مواد مخدر دارند، زندگی می کند.
اعتیاد شدید شوهر و همسر دومش به شیشه و هرویین تمام بار زندگی را روی دوش هاجر انداخته است، هاجر ۴ فرزند دارد و همسر دوم شوهرش نیز ۲ فرزند

شوهرش گاهی ضایعات جمع آوری می کند و تمام درآمد خود را خرج خرید مواد مخدر خود و همسر دومش می کند.

هاجر علی رغم تلاش بسیار شغل ثابتی ندارد و با نظافت منازل و دستفروشی در اطراف حرم روزگار خود و فرزندانش را به سختی می‌‌گذراند، او حتی از مادری کردن برای ۲ فرزند دیگر شوهر خود دریغ نمی کند و دلسوزانه جای مادر در دود خفته‌شان ، تر و خشکشان می کند، هاجر باور دارد کودکانش در آینده انسان های موفقی خواهند شد برای همین برای درس خواندن بچه ها تلاش بسیار می کند، اما گاهی زندگی چنان به این خانواده سخت میگیرد که کودکان نیز مجبور به کار در خیابان می شوند و به درس خواندنشان لطمه وارد می شود.

هاجر بارها تلاش کرده است که شوهر و همسر دوم شوهرش را برای ترک اعتیاد راهی مراکز درمانی کند اما متاسفانه نیروی افیون بر خواست و اراده آنها چیره شده و همچنان درگیر اعتیاد باقی ماندند.

حضور هاجر در خیابان برای امرار معاش نه تنها برای خود او ملال آور و البته ناایمن است بلکه تنها بودن ۶ کودک را در خانه ای موجب میشود که مواد مخدر به دفعات و در بدترین شکل مصرف می شود و وضعیت نامناسب تغذیه، سلامت و بهداشت آنان راسبب شده است.
شرایط نا سالم خانه برای کودکان و فشاری که از جانب شوهر برای تامین پول مواد بر هاجر وارد می شود؛ او را بر آن داشته است که با تهیه سرپناهی فرزندان خود را از این دخمه دود گرفته رهایی بخشد و با آنها در گوشه ای از این شهر زندگی آرامی را شروع کند.

با یاری شما قصد داریم در تامین هزینه مسکن هاجر به او یاری برسانیم

مبلغ لازم جهت تهیه مسکن: ۲۰ میلیون

هاجر چهاردهم

hajar-14

۴۸ سال دارد اما بیماری و روزهای سخت زندگی چهره اش را تکیده تر کرده است.
سالهاست که با بیماری دست و پنجه نرم می کند. صرع، آسم، دیابت، گواتر، بیماری قلبی و این اواخر تومور در نخاع که سبب شده کنترل ادار خود را از دست بدهد و از پوشک استفاده نماید که هزینه ماهیانه آن حدودا هفتصد هزار تا یک میلیون تومان میشود.

۸ سال است که از شوهرش جدا شده و با فرزندانش زندگی می کند. در خانه ای با ۶ میلیون پول پیش و کرایه ماهیانه ۴۶۰ هزار تومان که امسال بیشتر هم خواهد شد.
پسر ۲۰ ساله اش حدود سه سال است که گرفتار بلای اعتیاد است و با وجود اینکه چندین بار در کمپ اقدام به ترک کرده است ولی اراده اش در برابر قدرت افیون زمین خورده است.
اعتیاد و بیماری صرع و تشنج های پی در پی باعث شده کار فرمایان عذرش را بخواهند.
دختر ۱۸ ساله هاجر تازه دیپلم گرفته و دو ماه است که مشغول به کار شده است. و با حقوق ماهیانه ۸۰۰ هزار تومان تنها نان آور خانه محسوب می شود.

هاجر و فرزندانش از نظر تامین مواد غذایی به شدت در مضیغه هستند.

اگرچه هاجر و دخترش از بهزیستی مستمری حدودا ۴۱۰ هزار تومان دریافت می کنند و گاهی خیرین به آنان کمک می کنند؛ اما مخارج سنگین درمان، پوشک مادر، اجاره خانه، خرج خورد و خوراک و گذران زندگی بیشتر از این هاست و کمر هاجر را خم کرده است.

با کمک شما قصد داریم به هاجر کمک کنیم.
هزینه پوشک ماهیانه : ۸۰۰ هزار تومان
هزینه درمان ماهیانه : ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان
کمک هزینه مسکن ماهیانه : ۵۰۰ هزار تومان